گرتسن

عنوان نمیخواهد
نویسنده : انيس خوش لهجه صدق - ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢۳
 

توتون را بو می‌کشم تا دو سه بار بر سرت عطسه کنم و به همه نامه‌های تو که تاکنون خوانده‌ام و با لاقیدی آنها را در دلم سرزنش کرده‌ام جواب دهم. من درست درک نمیکنم که چرا نصیحت میکنی که از بپرهیز.

.............

..............

...................

 آیا باز هم برایم نامه خواهید نوشت شاید سروکله مگسها پیدا شود.


 
comment نظرات ()
 
نمیدانم
نویسنده : انيس خوش لهجه صدق - ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٢
 

من نمی‌دانم چرا در قلب من جا مانده‌ای

من نمی‌دانم چرا آهنگ غم سر داده‌ای

من نمی‌دانم چرا آزردگی را

تو به قلب من فقط ره داده‌ای

کاشکی میشد تو را پیدا کنم

در درون خویشتن نجوا کنم

کاش میشد زیر چتر مهر تو

تا ابد من سایه‌ای پیدا کنم

کاش میشد چتر من شیپورکی

تا در آن عشق تو را رسوا کنم

ای صدف از اشک من دری بساز

تا در آن عکس رخش را جا کنم

آسمان رحمی بکن با قلب من

تا من امشب عقده دل وا کنم

ای مه بیشرم تو دیگر متاب

ماه من می‌آید و غوغا کنم

نیلبک دیگر مخوان آواز غم

تا من امشب خویش را پیدا کنم


 
comment نظرات ()