روی پرچین عطر دستهای تو هنوز پابرجاست
گودی دستانت که عصایی بود برای خمیدن تو
و بوسیدن گونهام برجاست
کاش
آنسمت پرچین هنوز چشمان پر شورت
با آن خمیدگی کمر
انتظار در آغوش کشیدنم را میکشید