مرد به جاده می اندیشد و تنهایی خود و خفتن آدمهای درن قوطی کبریتهای جادویی
من به مرد می اندیشم و جاده ای که در پیش دارد و لذتی که از تنهایی و سکوت خواهد برد
و.............................
تو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تا به حال شنیده ای
از لبخند پرندگان
یا
از خواندن ماهیها
چه میگویی؟
ماهی میخواند؟
و قناری میخندد؟
اندوهت را دور بریز!